مشاهده RSS Feed

shadi75

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم.

  1. مدرسه!


    زندان به من چیزهای زیادی یاد داد
    ولی بیش از همه صبر کردن را

    هنگام تنهایی پر جمعیت بودن را
    در میان جمعیت با خود ماندن را

    و پیوسته با خود قهر کردن
    و مکرراً آشتی کردن را

    بدون احساس سنگینی
    تحمل خیانت ها را

    در پنج متر، پنج هزار متر قدم زدن
    و در تنگنای دیوارها
    سیر دنیا را

    و بیش از همه
    تمام گِرد ها را در دل تیز کردن را

    انسان بودن، انسان بودن را
  2. بیهوده!

    تو نیستی
    این باران بیهوده می بارد
    ما خیس نخواهیم شد

    بیهوده این رودخانه ی بزرگ
    موج برمیدارد و می درخشد
    ما بر ساحل آن نخواهیم نشست

    جاده ها که امتداد می یابند
    بیهوده خود را خسته می کنند
    ما با هم در آن ها راه نخواهیم رفت

    دل تنگی ها،غریبی ها هم بیهوده است
    ما از هم خیلی فاصله داریم
    نخواهیم گریست
    ...

    آپدیت شده 10-02-2014 در 04:37 PM توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. نامه ی دل!

    امشب به عشق یاد شما دل دوخط نوشت
    آقای خوب لحظه تنهاییم سلام

    هر جمعه نامه های دلم پست میشود
    آقا رسیده بسته نامه به دستتان؟

    امروز دلشکسته و تنها نشسته ام
    یک گوشه تا بنویسم برایتان

    آقا مرا ببخش اگر نامه ام بد است
    این نامه نه، همان که به امضایتان رسید...


  4. روزی خواهی آمد !

    روزي تو خواهي آمد از كوچه هاي باران
    تا از دلم بشويي غمهاي روزگاران
    تو روح سبز گلزار گل شاداب بي خار
    مرا از پا فكنده شكستن هاي بسيار

    تو ياس نو دميده من گلبرگ تكيده
    روزي آيي كنارم كه عشق از دل رميده

    تو را ناديدن ما غم نباشد
    كه در خيالت به از ما كم نباشد
    ...
  5. دلم شکستی !

    خدایا هر آنچه را دوست میداشتم از من گرفتی
    به هرچه دل بستم دلم شکستی

    به هرچه که عشق ورزیدم آن را زائل کردی
    هرکجا که قلبم آرامش یافت تو مضطرب و مشوشش نمودی

    هروقت که دلم به جایی استقرار یافت تو آواره اش کردی

    هرزمان به چیزی امید داشتم تو امیدم کور نمودی...
    ...
  6. دهه کرامت مبارک!

  7. خمثی یا خنثی!

    خواهر زاده ام که معرف حضور همه شده!
    داشت بازی می کرد به من میگه:
    خاله! من بمبو خمثی کردم!
    میگم: خاله خمثی نه! خنثی! بگو: خنثی، خنثی!
    بالاخره بعد چندبار تکرار کردن گفت خنثی!
    دو سه روز بعدش داشت بازی می کرد گفتم: خاله بمبو دیفیوز کردی؟!
    برگشت تا چشای گرد شده بهم نگاه کرد و میگه:
    خاله! خدای نکرده تو ارشد میخونیا! اونوقت میگی چی؟ یه بار دیگه بگو!
    فهمیدم متوجه نشده چی میگم.
    میگم خاله دیفیوز!
    میگه نه خاله! باید بگی خمثی! بگو: خمثی! خمثی!
    برچسب ها: بمب، خمثی، خنثی، خواهر زاده
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  8. ماجراهای من و خواهر زاده ام (آبگوشت!)

    خواهرزاده ام دست پخت مادرجونش (مادرم) را خییلی دوست داره!
    اگر به اون باشه ناهار و شام همیشه خونه مادرجونشه!

    همه نشسته بودیم سر سفره ناهار. آبگوشت داشتیم.
    برگشته بهم میگه:
    خاله! میدونی این غذا چی زیاد داره؟
    میگم: نمیدونم خاله! به نظر من که چیزی زیاد نداره!
    میگه: چرا داره کمی فکر کن!
    میگم نمیدونم خودت بگو خاله!
    میگه: خوشمزگی! زیاد خوشمزه است!
    برچسب ها: آبگوشت، خوشمزه
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  9. ماجراهای من و خواهر زاده ام (آمپول!!)


    ماجرای من و خواهر زاده ام

    خواهر زاده ام سرما خورده بود. اومده بودن خونه ما! برام تعریف می کرد که:

    خاله! من دیروز که رفتم دکتر یه آمپول بهم زدن! این طرفم درد میکنه!
    امروزم باید برم یه آمپول دیگه بزنم اون طرفم درد میگیره!
    یه آمپولم دارم برای فردا! فکر کنم فردا دیگه هر دو طرف درد بگیره اصلا نتونم راه برم!

    فرداش اومد خونه مون بهم میگه:
    خاله! من فهمیدم این پرستارا چرا این کارا رو میکنن!


    می گم: خاله چکار
    ...

    آپدیت شده 05-01-2014 در 01:08 AM توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  10. کمک راهنمایی میخوام!

    دوستان یه مشکلیه که مدتیه بدجور رو اعصابمه!
    جایی که هستم یکی از همکارام بشدت اعصابمو خورد کرده و رو مخم میره! موندم چکار کنم.
    اگر کسی راهنمایی به نظرش می رسه لطفا بگه ببینم چکار می تونم با این بنده ناساز خدا ! بکنم که از رو مخم بیاد پایین!

    تو گروهی که ما هستیم، مرتب سعی ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  11. من و بادوم و قصه حسن کچل

    چند وقت پیشا نشسته بودم پای کامپیوتر و سرم گرم کارم بود که یه دفعه چشمم افتاد به یه بادوم که کنارم روی زمین افتاده بود (من عاشق بادوم هستم!) برداشتم و خوردمش، دیدم یه کم اونطرفتر یه بادوم دیگه است خم شدم اونم گرفتم

    دیدم یکی دیگه اونطرف تر افتاده! بلند شدم و اونم برداشتم
    ...
  12. مامان خونم پایین اومده بود!

    چند روزیه بدجور مریض شده ام!
    همین جور افتاده ام تو رختخواب! وقتایی که خیلی حوصله ام سر میره یه سر میام قمیا و میرم!

    امروز بالاخره زنگ زدم به مادرم و باهاش حرف زدم، صداش شاد بود و سر و صدای نوه هاش هم میومد.

    باورتون نمیشه بعد پنج روز از جام بلند شدم که هیچ؛! برداشتم
    ...
  13. مهاجر

    امروز بعد مدتها یه روزنامه اومد خونه مون! تو ضمیمه چاردیواری جام جم این دو تا مطلب رو خوندم و خیلی خوشم اومد! گفتم بذارم شما هم بهره مند بشید! اما عکسا رو خودم از اینترنت سرچ کردم!!!

    دیگه مجبور به موندنت نمی کنم. ویزای هر قلبی رو که بخوای می تونی بگیری. به هر بهانه ای که میخوای مهاجرت کن اما بدون اگر بری دیگه ممنوع الورود میشی.



    هر چی هم ...
  14. ریاضیات با یخده تقلب!

    امروز بعد مدتها یه روزنامه اومد خونه مون! تو ضمیمه چاردیواری جام جم این دو تا مطلب رو خوندم و خیلی خوشم اومد! گفتم بذارم شما هم بهره مند بشید! اما عکسا رو خودم از اینترنت سرچ کردم!!!

    نامعادله ساده ای است، چشمهای تو که از زندگی من کم شد.
    من و دلتنگیها به بی نهایت رسیدیم، همان جا بود که خنده از من خط خورد و من با سکوت تنها ماندم
    اما آن سوی دیگر دستهایش که به دستهایت اضافه شد، خاطره هایم با فراموشی رفت و تو به توان خوشبختی رسیدی و من به تاوان عشق.

    ...

    آپدیت شده 10-29-2013 در 03:06 AM توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  15. چی میکشه این بچه!!

    خواهر زاده ام که معرف حضورتون هست!
    اومده بهم میگه: خاله! این بچه های پشت سریم خیلی حرف می زنن من درسو درست متوجه نمیشم!
    میگم: خوب برو به آقاتون بگو جاتو عوض کنه
    میگه: بهش گفتم اما مثلا نمیشنوه! روشو کرد یه طرف دیگه جا مو عوض نکرد!
    میگم: به مامانت بگو بره باهاش صحبت کنه جاتو عوض کنه!
    میگه: نمیشه
    میگم: چرا؟
    میگه: آخه اگه بهش بگم وقتی میخواد بیاد مدرسه خواهرم میگه مامان کجا میری؟! مامانم هم میگه
    .
    .
    .
    دارم میرم مدرسه با معلم این داداش ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین