فکر کن اینجا وبلاگته

صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین
  1. memol_007
    memol_007
    سلام
    وبلاگ ها رو بستند ، پاتوق دهه شصتی ها که بسته نشده.
    کاربرهایی که فعلا اجازه ارسال مطلب توی بخش وبلاگ رو ندارند ، بیان اینجا مطلب بزارند

    البته میدونم کلا سایت خلوت شده. توقع ندارم هر روز آپ بشه اما خب بعض هیچی هست
  2. memol_007
    memol_007
    تمام چيزي كه بايد از زندگي آموخت تنها يك كلمه است(ميگذرد)

    همون این نیز بگذرد خودمون.
  3. memol_007
    memol_007
    ما چون ز دری پای کشیدیم ...کشیدیم
    امید ز هر کس که بریدیم... بریدیم
    دل نیست کبوتر ...که چو برخاست... نشیند
    از گوشه بامی که پریدیم ... پریدیم
    رم دادن صید خود ...از اغاز غلط بود
    حالا که رما ندی و رمیدیم ...رمیدیم
    کوی تو که باغ ارم و روضه خلد است
    انگار که دیدیم ندیدیم ... ندیدیم
    صد باغ بهار است و صلای گل وگلشن
    گر میوه یک باغ نچیدیم ... نچیدیم
    سر تا به قدم... تیغ دعاییم و تو غافل
    هان واقف دم باش رسیدیم ...رسیدیم
    وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
    ان نیست که ما هم نشنیدیم ...شنیدیم
    وحشی بافقی
  4. Majid_M
    Majid_M
    با عنوانت یاد این شعر افتادم..

    بیداری ِ تا صبح، روی بالشی خسته
    با گریه خوابیدن کنار ساک دربسته

    خوابیدن از برخاستن در خانه ای دیگر
    برخاستن با هق هق دیوانه ای دیگر

    بی خاطره، بی واژه، بی هر مشترک بودن
    بیگانه ای در حسرت بیگانه ای دیگر

    پرواز از ویرانه ی یک خانه ی دلگیر
    ساکن شدن با بغض در ویرانه ای دیگر

    برخاستن... خیس از عرق... رقصنده در آتش
    با چرخ یک پنکه به دُور هیچ چی هایش!

    لرزیدن از کابوس ِ فردا تا تبی دیگر
    برخاستن در کشوری دیگر، شبی دیگر...

    رؤیای فرضی ساختن در خانه ای فرضی
    بیدار ماندن بی تو روی بالشی قرضی

    از برنمی گردم به شک/ افتادن از بالا
    دلتنگی ِ بدجورتر! حتی همین حالا!!

    چرخیدن از چرخیدن از من دُور هی من که...
    با رقص کاغذها میان گردش پنکه

    با رقص در آغوشِ مشتی مست و دیوانه
    شب خانه رفتن در کنار چند بیگانه

    با مغز خالی، جیب خالی، سینه ای خالی...
    در حسرت یک لحظه از هرجور خوشحالی

    خوابیدن و برخاستن در شهر بی خنده
    انسان بی امروز، در رؤیای آینده

    سیگار نصفه در میان باد پاییزی
    و تو که داری مثل سابق اشک می ریزی...


    (مهدی موسوی)
  5. memol_007
    memol_007
    در راه ِ رسیدن به تو، گیرم که بمیرم
    اصلاً به تو افتاده مسیرم، که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
    یا تنگ در آغوش بگیرم، که بمیرم
    این جامِ ترک خورده چه جای نگرانی ست
    من ساخته از خاک ِ کویرم ، که بمیرم
    خاموش مکن آتش ِ افروخته ام را
    بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم!!!
  6. Majid_M
    Majid_M
    بسلامتی پسری که با خونه قهر کرد زد بیرون رفت خونه رفیقش شیش ماه موند بعد شیش ماه سر کوچه به ی دختر متلک انداخت بعد رفیقاش گفتن این خواهر همون پسری هس که تو رو شیش ماه تو خونش راه داد. پسره میره پیش رفیقش میگه شرمنده من به خواهرت متلک انداختم نمیدونستم خواهرت هس . رفیقشم که در حال خوردن عرق بود میگه بشین و بزن بسلامتی رفیقی که شیش ماه تو خونم بود ولی نفهمید خواهرم چه ‏‎ ‎شکلیه..... :-
  7. memol_007
    memol_007
    مجازات میشم به جرم جدایی کجایی که بغضم داره سنگ میشه
    الان چند وقته چشات رو ندیدم عزیزم نمیگی دلم تنگ میشه
    جهان خیس میشه تو چشمای خشکم دلم تنگ میشه واسه خندهامون
    چه جوری بهت دل سپردم که گاهی دلم تنگ میشه واسه هردوتامون
  8. memol_007
    memol_007
    پادشاهی در زمستان به یکی ازنگهبانان گفت : سردت نیست؟
    گفت : عادت دارم
    گفت : می گویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد .
    صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود :
    به سرما عادت داشتم اما وعـده لباس گرمت مرا ویــران کرد….
  9. Majid_M
    Majid_M


    آی از بدقولی بدم میاد....
  10. memol_007
    memol_007
    بدقولی وحشتناکترین مجازات و ظلم در حق طرف مقابله
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 127
صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین